11/08/2022
• تعریف: true to what is claimed or believed about a thing; authentic.
• مترادف: authentic, bona fide, honest, proven, real, true, veritable
• متضاد: artificial, bogus, counterfeit, fake, fictitious, fraudulent, illusory, imitation, ostensible, seeming, sham, spurious, superficial, trumped-up
• مشابه: actual, legitimate, valid, veracious
She wore a necklace of genuine pearls.
یک گردن بند مروارید واقعی به گردن داشت
What they discovered were genuine dinosaur bones.
آنچه را که آنها کشف کرده اند استخوان های واقعی دایناسور بود
Genuine persian rugs are made with vegetable dyes
فرش های اصیل ایرانی را با رنگ گیاهی می سازند.
I am ready to witness that the signature is genuine
آماده ام که صحت آن امضا را تضمین کنم
ما به حمایت شما واقعا احتیاج داریم🤗، پس برای اینکه به ما انرژی بیشتری بدین 😊 و پستهای جدید ما رو هم از دست ندین، لطفا ما رو دنبال کنید.🌹
❤️
❤️
اگر از طریق اکسپلور دارین پست ما رو نگاه می کنید، لطفا این پست رو سیو کنید تا بعدا بتونید راحت پیداش کنید.💾 لطفا پست ما رو لایک کنید 👍و برای دوستاتون هم بفرستین تا با این لغات مفید و کاربردی آشنا شن.🤗 و برای اینکه پستهای جدید ما رو از دست ندین، ما رو دنبال کنید.🌹
Like❤️/Comment✍🏻/Share✉️
#آریانا
#آموزش
#زبان
#انگلیسی
#آموزش
#زبان
#انگلیسی
#خودآموز
#گرامر
#آیلتس